خواب

 شب هایی که خوابت می آید اما نمی خواهی بخوابی چون از رنجی مبهم درد می کشی همان تجربه ی مرگ است، خوابت نمی برد اما در آخر ناگزیری تن به خواب دهی!

  
نویسنده : نسیم ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

عاشقی چیست؟پشم!

- گاه فکر می کنم عشقی وجود ندارد و هرچه هست، ساخته و پرداخته ی ذهن بشر است. در این میان با قرار گرفتن دو تکه گوشت به نام لب روی هم فکر می کنیم قرار است ابرها منفجر شوند و آسمان جر بخورد.نه رفقا، چنین خبرهایی نیست؛ فیلم پورن چیزی جز اغراق نیست.به گمانم عشق از اختراعات جمهوری برای تکثیر جمعیت مسلمین باشد!

-دلم ترجمه به سبک سنتی می خواهد؛ لپ تاپی در کار نباشد؛ فقط کاغذ و قلمی باشد و یک فلاسک چای.اینترنت طوری به زندگی های ما گوه زده است که قابل پاکسازی نیست!

-هنوز روی کره ی خاکی چیزهای زیبا بسیارند؛ قارچ های سمی و برگ های ترد و تاره ی درخت مو و اپرای بق بقوی کفترچاهی های محل! این ها را لحظه ای با بوسه از لبان یک انسان عوض نمی کنم.

  
نویسنده : نسیم ; ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ خرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

شرح در متن!

 

من در یکی از سایت های دورکاری ترجمه مشغول هستم . یادداشت های زیر در قسمت توضیحات ترجمه ها توسط مشتری ها نوشته شده بودند:(توجه داشته باشید که در قسمت ترجمه های عمومی این توضیحات نوشته شده اند.)

-سلام تصاویر ، جداول ، نمودارها پس از ترجمه تبدیل به عکس نشود تا قابلیت ویرایش و صفحه آرایی داشته باشد .

-با سلام تشکر از ترجمه ها قبل ممنون میشیم این فایل هم به زبان محاوری قابل فهم برای کودک
-تمیز و با دقت
-سلام من خودمم نمی دونم این در مورد چیه استادمون چهل صفحه چهل صفحه داده به بچه ها گفته با دقت ترجمه کنین
-طرف متن باستان شناسی در مورد پارینه سنگی گذاشتی در قسمت عمومی و نوشته :‹لطفا کسی که تخصصش رو داره ترجمه کنه› یه ‹مرسی اه› خاصی در پیامش بود.
 ×از همه بهتر، مورد چهارم بود که دانشجویی بود بخت برگشته که تبدیل شده بود به ابزار استادی بی ن ا م وس برای ساخت رزومه! از این دست استادها خودم به چشم دیده ام...استاد بچه های ادبیات انگلیسی یک دانشگاه سراسری استان خراسان در ازای نمره از دانشجویان خواسته بود که بر اساس حروف الفبا اصطلاحات موضوعی را بیابند.مثلا دانشجویی از A-B و دانشجویی از L-M ؛ در پایان همان سال، استاد مذکور آن اصطلاحات را به چاپ رساندند و در مقدمه ذکر کردند که با مجاهدات شبانه روزی ای اصطلاحات را گردآوری کرده اند و از دوران دانشجویی این نیاز برای من محسوس بود.
 
  
نویسنده : نسیم ; ساعت ٦:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳٩٦
تگ ها :

گناه تطهیرناشدنی

 

 

اشک های سرکش

تطهیر کنید قلب سیاهم را

در چشمه ی مقدس خود غسل تعمیدم دهید

و بگویید تا ببرندم تا قعر هبوط

آه ای چشمه ی خون!

تا کجا می جوشی؟

ز چه رو جان مرا می چوشی؟

عاشقانه

  
نویسنده : نسیم ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳٩٦
تگ ها :

زیبایی ها

چند وقتی است عجیب و غریب شده ام.با طبیعت انس و الفت گرفته ام و با دیدن گوشت عق می زنم.امروز که گوشت ها را برای بسته گیری خرد می کردم یک لحظه تمام رنج حیوانات را به چشم دیدم.گوسفندهایی که پرت می شدند و مرغ هایی که زجرکش و پرتاب می شدند.دستانم بودی لاشه می داد.می خواستم دل و روده ام را بالا بیاورم.احساس می کنم لاشه پلو و پرنده پلو دیگر برایم لذت بخش نیست.دلم می خواد با طبیعت یکی شوم.با صاعقه ،با گل و با کوه!در نظرم خشم طبیعت زیباست.همین الان هم از پشت پنجره زل زده به صاعقه های خشمگین و حالتی از آسمان که عمویم در توصیفش می گوید گویی خداوند متعال دارد از آسمان ادرار می کند. اگر برای پست بعدی زنده نماندم و دچار صاعقه زدگی شدم بدرود!

  
نویسنده : نسیم ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩٦
تگ ها :

بال نوشت!

جاناتان

 

بعضی آدم ها را باید از خاک بیرون آورد،یقه شان را گرفت و گفت:"لامصب د آخه کجا رفتی یهو؟الان چه وقت مردن بود که بری ما رو بذاری با یه دنیا سوال بی جواب...."خیلی وقت است ریچارد باخی نداریم و من مانده ام و حسرت بال داشتن،و شب هایی که زیباترین رویایش پرواز برفراز شهر و اقیانوس است.و نوکی که شبی در خواب توی ساحل جا ماند و مرغان دیگر به من خندیدند!

  
نویسنده : نسیم ; ساعت ٤:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳٩٦
تگ ها :

سیاست ندوستان

مدتی چند ساله در بلاگفا زیستن پیشیده بودم یا همون پیشه کرده بودم یا حالا هرچی،بعد رفتم سراغ بلاگ اسکای که خوب بود اما چندان هم دلچسب نبود و بازگشتم به وبلاگ قدیمی ام که روزی نیمه کاره رها شده بود. سلام،صلام،ثلام.

کم کم داریم به روز موعود نزدیک می شویم.منظورم ظهور آقا امام زمان نیست که نعوذبالله ما حامل علم لدنی نیستیم و به قول امام صادقشون کذّب الوقّاتون!یعنی کسانی که برای ظهور زمان تعیین کنند از دروغگویانند؛خیلی شیک و مجلسی!از اون شیک تر این است که داریم به لحظات ملکوتی انتخاب رییس جمهور نزدیک می شویم که مصادف است با تبدیل اقلیت ظریف نود و هشت درصدی مردم وطنم پاره ی تنم -شایدم پاره شد تنم-به کارشناس علوم سیاسی!از آن ۱۵ ساله گرفته تا ۱۵۵ ساله پیگیر هستند و نظر می دهند. حتی آن کسانی که از دوست نداران سیاست هستند لااقل در زمان انتخابات خودی نشان می دهند که بگویند ما هم هستیم و از بغل طرفداری نظام نان و کره ای به ایشان بماسد . دوست گرامی لطفا با شعور باشید و اگر هم رای دادید لطفا بر اساس ده بیست سی چهل و گل یا پوچ و جدول رپه شارژ و تک حذفی دو حذفی نباشد.یا رای ندهید یا بینش سیاسی داشته باشید .در ساختنش نقش ندارید لااقل گند نزنید!تا بلای هشت ساله ی دیگری سرمان بیاید!یادش به خیر،دور قبل که رای اولی بودم با کلی حالت ذوق مرگی پای صندوق رفتم و نام محسن رضایی را بر برگه نوشتم .ملاکم هم این بود که گناه داره هیچ کس بهش رای نمی ده.!ولی امسال..... یه کم بالغ شدم .... شایدم بالاجاقارابالیق شدم !

  
نویسنده : نسیم ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٦
تگ ها :

شرح در متن

سر اومد زمستون

شکفته بهارون

گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون...

داره بهار میشه.ولی برام مهم نیست.روزها برام فقط روز هستند وبس . روزها برایم حجم های بیست و چهار ساعته ای هستند که یکی پس از دیگری به پایان می رسند.و تا کنکور چیزی نمونده و کانتر داره میندازه...و من ...قراره تهران قبول شم و گزینه دیگری هم ندارم ! یا اکثر امامزاده ها ، کمـــــــــــــــک!

  
نویسنده : نسیم ; ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳٩٤
تگ ها :

← صفحه بعد
TextAva.iN
song code